بسم الله الرحمن الرحيم

بسم الله الرحمن الرحيم
پيروزي نهايي حق بر باطل فقط با ظهور يار

 

چه توجيهي براي عذاب ابدي در قبال گناهان موقت وجود دارد؟

اولاً مجازات ابدي و دائمي تنها مربوط به کساني است که همه روزنه هاي نجات را به روي خود بسته اند و آگاهانه در فساد و تباهي و کفر و نفاق و دين ستيزي غرق شده اند. سايه شوم گناه، همه قلب و جان آنها را پوشانده، در حقيقت به رنگ گناه و کفر درآمده اند : «بلي من کسب سيئه و احاطت به خطيئته و احاطت فاولئک اصحاب النار هم فيها خالدون»[1]ثانياً نبايد انگاشت که مدت زمان کيفر بايد به اندازه مدت گناه باشد، زيرا رابطه ميان گناه و کيفر رابطه زماني نيست، بلکه اين دو رابطه ي «کيفي» دارند؛ يعني مقدار زمان مجازات يا کيفيت و نوع گناه تناسب دارد، نه زمان و مقدار آن ثالثاً مجازات و کيفر رستاخيز اثر طبيعي عمل و خاصيت گناه است. در واقع رنجها و مصبتهايي که اين گناهکاران در آن مخلد هستند، همانجا تجسم اعمال بد آنان است، نه چيز ديگر در حقيقت ، اين خلود و جاودانگي در عمل سوء خود است.[2] «فلا يجزي الذين عملوا السيئات الا ما کانو يعملون» [3] پس حال که کيفر و عذاب در واقع ، عمل و نتيجه عمل خود شخص است . ديگر مسئله ظلم و ... معنا ندارد.[4] شهيد مطهري در عدل الهي اين مسئله را مطرح ساخته، مي گويد: «گفته مي شود مجازاتهاي اخروي به شکلي که نقل مي شود مخالف عدل الهي است ؛ زيرا در مجازاتهاي اخروي تناسب ميان جرم و جريمه وجود ندارد و مجازاتها به نحو غيرعادلانه اي اجرا مي شود... اصلي که پايه و مبناي ايراد است، اين است که در وضع قوانين جزايي، بايد بين جرم و جريمه تناسب رعايت شود... کيفر دادن بر جرم لازمه عدل است ؛ ولي اگر بين جرم و کيفر تناسبي نباشد کيفر دادن، خود نوعي بي عدالتي خواهد بود؛ 5


، مثلا اگر كسی بر سر رهگذری كه از خيابان می‏گذرد 


زباله بريزد ، عدالت ايجاب می‏كند كه برای او كيفری در نظر گرفته شود . 


شكی نيست كه كيفر اينچنين جرمی نمی‏تواند خيلی سنگين از قبيل اعدام يا 


حبس ابد بوده باشد . بنابر اصل تناسب ميان جرم و مجازات ، برای چنين‏ 


جرمی حداكثر يك هفته زندان كافی است و اگر اين مجرم را به خاطر اين جرم‏ 


كوچك محاكمه صحرائی و تيرباران كنند بر خلاف عدالت خواهد بود . كيفر 


دادن بر جرمها لازمه عدل است ولی اگر تناسب بين جرم و كيفر رعايت نگردد 


خود كيفر دادن نوعی بيعدالتی خواهد بود . 


گناهانی از قبيل غيبت ، دروغ ، زنا ، قتل نفس ، جرمند و كيفر می‏طلبند 


ولی آيا كيفرهايی كه در آخرت برای آنها تعيين شده است بيرون از اندازه‏ 


نيست ؟ ماندن در جهنم معين فرموده است


مثلاً قرآن کيفر قتل نفس را جاويدان ماندن در جهنم مي داند... اين بي تناسبي چگونه با عدل الهي سازگار است. وي در ادامه انواع کيفر را به سه دسته کيفرهاي قراردادي ، کيفرهايي که با گناه رابطه تکويني و طبيعي دارند( مکافات دنيوي) و کيفرهايي که تجسم خود جرم مي باشند و چيزي جداي آن نيستند،تقسيم کرده و تناسب جرم و کيفر را به کيفرهاي قراردادي مربوط دانسته است که اين نوع کيفرها رابطه اي قراردادي و غير ذاتي با جرم دارند. طبق بيان ايشان مکافاتهاي طبيعي نتيجه و لازمه عمل اند و در نظام علت و معلول، ممکن نيست علت واقعي، معلول واقعي را به دنبال خود نياورد و اما مجازاتهاي جهان ديگر ، رابطه تکويني قويتر با گناهان دارند. رابطه عمل و جزا در آخرت،نه مانند نوع اول قراردادي است و نه مانند نوع دوم، از نوع رابطه علي و معلولي است، بلکه از آن هم يک درجه بالا است؛ اينجا رابطه «عينيت» و «اتحاد» حکمفرماست؛ يعني آنچه در آخرت به عنوان پاداش يا کيفر به نيکوکاران و بدکاران داده مي شود، تجسم خود عمل آنهاست. «يوم تجد کل نفس ما عملت من خير محضراً و ما عملت من سوء تودلو ان بينها وبينه امدا بعيداً.6 



« و وجدوا ما عملو حاضراً و لا يظلم ربک احداً »[7] واتقوا يوما ترجعون فيه الي الله ثم توفي کل نفس ما کسبت و هم لا يظلمون8


و درباره خوردن مال يتيم نيز قرآن فرمود : 


ان الذين ياکلون اموال اليتامي ظلماً انما ياکلون في بطونهم نارا و سيصلون سعيراً».



يعني خوردن مال يتيم عيناً آتش خوردن است، اما چون در اين دنيا هستند، نمي فهمند ، به محض اينکه حجاب بدن کنار رود و از اين جهان بيرون شوند آتش مي گيرند و مي سوزند ... «و اذا الجحيم سعرت و اذالجنه ازلفت علمت نفس ما احضرت ...»9 



يعني آنچه در آن جهان به آدمي مي رسد، اعم از نعمات بهشتي و عذاب دوزخي، همه چيزهايي است که آدمي خودش آماده ساخته است». وي در ادامه با اشاره به تجسم اعمال در قيامت و صورت ملکوتي اعمال مي گويد: «مجازات آخرت تجسم يافتن عمل است. نعيم و عذاب آنجا، همین اعمال نيک و بد است که وقتي پرده کنار رود، تجسم و تمثل پيدا مي کند؛ به عبارت ديگر اعمال ما صورتي ملکي دارد که فاني و موقت است و صورت وجهي ملکوتي که پس از صدور از ما هرگز از بين نمي رود و از توابع و لوازم و فرزندان جدا ناشدني ماست.10. 



طبق نظر شهيد مطهري ، شاگردان مکتب قرآن اين حقيقت را نيک آموخته اند که جزاي آخرت عين کردار دنياست، نه چيزي جداي از آن  


 



چو ز دستت زخم بر مظلوم رست آن درختي گشت و ز آن زقوم رست 



اين سخن هاي چو مار و کژدمت مار و کژدم گردد و گيرد دمت 



 



 [1]- بقره (2) ، 81 


[2]- نک الميزان ، ج 14 ص 209 


[3]- قصص (28) ،84 


[4]- نک. تفسير نمونه ، ج 9 ، صص 239 - 245 


[5]- آل عمران (3) ، 30 


[6]- کهف (18) 49 


[7]- بقره (2) 281 


[8]- نساء (4)، 10 


[9]- تکوير(81) ، 11-14 


[10]- مجموع آثار ، ج 1 ، مبحث عدل الهي ص 215 - 239




نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ پنج شنبه 17 فروردين 1391 ] [ 19:47 ] [ علی امیری ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امام باقر (ع): « يخرج شاب من بني هاشم بکفّه اليمنى خال، ويأتي من خراسان برايات سود بين يديه شعيب بن صالح، يقاتل أصحاب السفياني فيهزمهم » ملاحم ابن طاوس، ص 77; عقد الدرر، ص 128، باب 5‏
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان ولایت و آدرس velaee.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





امکانات وب
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته : 53
بازدید ماه : 53
بازدید کل : 16818
تعداد مطالب : 142
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1